آشیانه سیمرغ

خرید بک لینک
هروقت سریال مدار صفردرجه رو میبینم بغض بدی گلومو میگیرهیه حال کلافه ای پیدا میکنمکلافه از این که چرا هیچ وقت زندگی ما ادما طبق اون چیزی براش سعی و تلاش میکنیم پیش نمیره؟یاد این حدیث از اقا امیرالمومنین میوفتم که : خدا رو در گسستگی و سست شدن اراده ها دیدمکلافه از این که پس کی میشه خواست دل ادم با خواست خدا یکی بشه؟بعد یاد این آیه میوفتم : خلق الانسان فی کبد،انسان در سختی افریده شدهنمیدونم توی تفاسیر منظور از سختی چیه،ینی قراره سرنوشته با سختی کشیدن گره بخوره؟پس چرا بعضیا زندگیاشون هیچ سختی ای ن آشیانه سیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه سیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 18:46

این متن خیلی حرف دارهخییییلیازون حرفا که میزنه ادمو خرابمیکنه و دوباره میسازهنوش روح و جان هرکسی دلی میخونه آشیانه سیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه سیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 5:18

یه دایی دارم خییییلی دوسش میدارمیه جور خاصی دوست داشتنیهخیلی اهل رعایت آدابهیه بار دوتایی داشتیم باهم حرف میزدیم صحبت خونه خریدن شد،گفتم دایی با این قیمتای نجومی ینی میشه ماهم یه روزی خونه دار بشیم؟گفت دایی جون چرا که نشه؟میدونی مشکل ماها چیه؟یه پای توکل و توحیدمون میلنگهانقدر به خدا اعتماد نداریم که اگه خدا بخواد از جایی که فکرشم نمیکنیم برامون درستش میکنههمش هم چوب همین توکل نداشتنو میخوریممیگفت من برای خودم صاحبخونه بهم گفته بود باید خونه رو تخلیه کنمازین بنگاه به اون بنگاه دنبال اجاره بودیمیهو نفهمیدیم چی شد دیدیم نشستیم پای قولنامه و خرید یه خونهچون دلمون به هیچ کس و هیچ جا خوش نبود خدا خودش درستش کردولی وای به حالمون اگه ته دلمون بگیم پشتم به فلانی گرمه که کارمو درست میکنهاونوقته که خدا میگه برو سپردمت به همون من دیگه باهات کاری ندارمتا چند روز زنگ صداش ازگوشم خارج نمیشدانگار یه تلنگر اساسی خورده بودمچقدخوبه یه وقتایی یکی بیاد حرفایی که خودت بلدی رو یه جور تلنگرانه بهت یادآوری کنهبقول آقای بهجت میگفتن ماها همه مون واجبات و محرماتمونو میدونیم فرق توی اینه که چقدر به دونسته هتمون عمل میکنیم....گره ها باز نشدتوسلا جواب ندادهیچی به هیچیقرآن رو آوردم گذاشتم جلومیه بغض بدی گلومو گرفته بودگفتم خدایا حوصله طول و تفسیر زیادی ندارممیخوام بی واسطه با قرآنت باهام حرف بزنی ببینم دردم چیهیه چیزی هست که نمیذاره حل بشه ولی نمیدونم چیهوگرنه اون همه توسلاتی که بقول پیامبر کوه رو از جاش بلند میکنه هیچ تغییری برای من ایجاد نکردهمه اینا ینی یه گیر و گرفتی توی کار هست ولی سر در نمیارم،هرچی بفکرم میرسید عمل کردمقرآن رو باز کردمداستان حضرت یوسف ع اومداونجا که دونفر کارکنان قصر فرعون زندانی شدن آشیانه سیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه سیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:36

داشتم سریال یاور رو میدیدمبرام جالب بود که پدربزرگ خانواده مثل کوه پشت تک تک اعضا خانواده بود و خرابکاری هاشون رو جمع و جور میکردگفتم کاش آدم یکیو داشت که پشت سرش اشتباهات و خرابکاری هاش رو جمع کنه و درست کنهیهو انگار یه حسی بهم گفت دارهیهو یه جوری شدمانگار یه چیزی بهم میگفت یادت رفته بارها و بارها توی زندگیت وقتایی که یه جایی اشتباه میکردی و به التماس میوفتادی که خدایا خودت درستش کن،خدایا یه کاری کن آبروم حفظ بشه،یه کاری کن خراب نشه و ... و همیشه خدایی پشتت بود که اشتباهاتت رو درست میکرد یا از چشم بقیه میپوشوندو اینجا بود که انگار اسم ستارالعیوب و غافرالذنوب خدا رو جور دیگه ای حس کردم و با خودم گفتم گاهی چه تلنگرای خوبی یهویی به ذهن آدم میرسه آشیانه سیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه سیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:36

میدونی ...گاهی دلم میگه کاش یکی رو انقدر دوسش داشتم که وقتی خستم وقتی دل تنگم وقتی حوصله ندارم یهویی انقد محکم بغلش کنم که بالا و پایین شدن سینه ش رو روی قلبم حس کنم و همه اون حس های بد روبشوره ببرهبغ آشیانه سیمرغ...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه سیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 4:07

صفحه بندی