داشتم سریال یاور رو میدیدم
برام جالب بود که پدربزرگ خانواده مثل کوه پشت تک تک اعضا خانواده بود و خرابکاری هاشون رو جمع و جور میکرد
گفتم کاش آدم یکیو داشت که پشت سرش اشتباهات و خرابکاری هاش رو جمع کنه و درست کنه
یهو انگار یه حسی بهم گفت داره
یهو یه جوری شدم
انگار یه چیزی بهم میگفت یادت رفته بارها و بارها توی زندگیت وقتایی که یه جایی اشتباه میکردی و به التماس میوفتادی که خدایا خودت درستش کن،خدایا یه کاری کن آبروم حفظ بشه،یه کاری کن خراب نشه و ... و همیشه خدایی پشتت بود که اشتباهاتت رو درست میکرد یا از چشم بقیه میپوشوند
و اینجا بود که انگار اسم ستارالعیوب و غافرالذنوب خدا رو جور دیگه ای حس کردم و با خودم گفتم گاهی چه تلنگرای خوبی یهویی به ذهن آدم میرسه
آشیانه سیمرغ...ما را در سایت آشیانه سیمرغ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 13