
دقیقا هشتم آذرماه امسال بود ... عطر و بوی خاصی توی محله پیچیده بود ... از چراغونی های خیابان اصلی تا بنرهای مختلف روی دیوارها ... از مسجد محله که از چند روز قبل ریسه بندان شده بود به یمن قدم هاشون ... همونایی که یک سالی می شد قرار بود بیان توی محله مون اما هنوز زمانش نرسیده بود ... هنوز لیاقتشون رو نداشتیم همونایی که از وقتی اومدن فهمیدیم چقدر محله مون خالی از وجود آرامش بخششون بود شهدای گمنام محل...
ادامه مطلب