
توی خونه بدون هم زبونُم ... توی کوچه همش زخم زبونُم ... پای منبر همش طعنه شنیدن ... شنیدن کی بود مانند دیدن؟ کی میدونه چه رازی مونده پیشم؟ کی میدونه چرا آروم نمیشم؟ کی میدونه چرا موهام سفیدن؟ شنیدن کی بود مانند دیدن؟ من و مادر یه روز نزدیک خونه ... تو راه کوچه ی باریک خونه ... یه دفه دشمنامون سر رسیدن ... شنیدن کی بود مانند دیدن؟ مادرم خسته بود و پر شکسته ... ولی دشمن میومد دسته دسته نفسا مثل...
ادامه مطلب
xa0 اگر برای ابد ... هوای دیدن تو ... نیفتد از سر من ... چه کنم ؟...
ادامه مطلب
xa0 آی لشگر منم آن یار اباعبدا… عاشق و تشنه ی دیدار اباعبدا… بس که میسوزم و تبدار اباعبدا.. یوسفم لیک خریدار اباعبدا… باکلافی سر بازار اباعبدا… ره گشایید که ظرف عسلی می آید عاشق و تشنه ی خیر العملی می آید پسر کوچک شیر جملی می آید نوه ی حیدر کرار، علی می آید هستم امروز سپه دار اباعبدا… باد ها سوی مدینه خبرش را بردند بر مشام همه بوی جگرش را بردند هم کلاخود سرش هم سپرش را بردند دیدم ای وای که شال کمرش را بردند که کشیده ست کجا کار اباعبدا… شده دعوا سر سکه، سر لقمه، سر نان شده دعوا به سر غار...
ادامه مطلب
میگفت ... آهای بچه مسلمون ... آهای بچه شیعه ... اوضاعت بر وفق مراده؟همه چی خوبه؟توقعت از زندگیت تکمیله؟ میگی امام زمان باشه یا نباشه ما که الانم حزب اللهی هستیم ... ما که هیئتمونو می ریم کسی هم کاری بهمون نداره ... ما که ... آهای بچه شیعه ... یادت نره انتظار و ... یادت نره پا در رکابی رو ... حتی وقتی امات رو نمیبینی بازم دنباله رو راهش باشی ... چشم انتظار اومدنش ... فراهم کردن شرایط ظهورش می گفت یاد آیت الله بهجت بخیر ... که می گفت مراقب سلامتی و جوونیتون باشید ... وقتی امام زمان بیاد به نیروی س...
ادامه مطلب